معنی مندوری
6 بازدید
[ مَ ] (حامص) اندوهناکی. غمناکی. غمگینی. درماندگی : بهار خرم نزدیک آمد از دوری به شادکامی نزدیک شو نه مندوری. جلاب (از لغت فرس چ اقبال ص ۱۴۴). رجوع به مندور شود.
کلمات همقافیه با «مندوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر