معنی مندغة
6 بازدید
[ مِ دَ غَ ] (ع اِ) پر که بر نان زنند. منسغة. (مهذب الاسماء). پر کلیچه و نان که از پرهای مرغ و آهن باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). دسته ای از پرهای دنب مرغ و جز آن که به هم بسته و نانوا، نان را بدان نقش و نگار می کند. (ناظم الاطباء). دسته ای از پرهای دم پرندگان و جز آن که نانوا به وسیلهٔ آن نان را نقش و نگار کند و همچنین است اگر از آهن باشد. (از اقرب الموارد). || سپیدی بن ناخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مندغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر