معنی منحسات
5 بازدید
[ مَ حَ ] (ع اِ) جِ مَنحَسَة، تأنیث مَنحَس. بداختریها. چیزهای نامبارک و مشئوم : و کنت لمعشر سعدا فلما مضیت تمزقوا بالمنحسات. ابوالحسن محمدبن عمرالانباری (از تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۱۹۵). رجوع به منحس شود.
کلمات همقافیه با «منحسات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر