معنی منجمباشی
6 بازدید
[ مُ نَ جْ جِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) رئیس منجمان. (ناظم الاطباء). رجوع به منجم و تذکرةالملوک ص ۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «منجمباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر