معنی منجش
6 بازدید
[ مَ جَ ] (اِخ) نام شهری نزدیک بصره و آن را منجشان نیز گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). رجوع به منجشانیه شود.[ مِ جَ ] (ع ص) غیبت کننده مردم را و ظاهرکنندهٔ عیبهای ایشان. || (اِ) دوالی است شبیه شراک که میان دو چرم درکرده بدوزند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منجش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جش» برای سرودن شعر