معنی منجزات مریض

معنی منجزات مریض

6 بازدید
[ مُ نَ جْ جَ تِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) (اصطلاح فقه) یعنی موضوع معاملات ناقل مال مالکی که در مرض موت است، بطوری که نقل قطعی در زمان حیات او صورت گیرد (بعکس وصیت تملیکی) یا لااقل محتمل باشد که در زمان حیات او نقل واقع شود. ولی اگر معلوم باشد که نقل قطعی در زمان ممات او صورت خواهد گرفت آنها را منجزات مریض نمی گویند. مرض موت در قانون مدنی از اسباب حجر نیست و منجزات مریض از اصل مال محسوب است و اجازهٔ ورثه شرط نیست و اگر عمل مورد منجزات، خلاف قوانین آمره باشد به حکم دادگاه می توان آن را ابطال کرد، مانند صلح به قصد محروم کردن وارث. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی). کسی که مریض باشد در مرض متصل به مرگ، منجزاتش در هبات و وصایا تا ثلث روا باشد. (فرهنگ علوم نقلی تألیف سجادی).

کلمات هم‌قافیه با «منجزات مریض»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یض» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید