معنی منجذب
7 بازدید
[ مُ جَ ذِ ] (ع ص) کشیده شونده. (آنندراج). کشیده شده و جذب شونده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - منجذب گردیدن؛ جذب شدن : اشعهٔ انوار جمال احدیت... منعکس شود و احداق بصیرت به مشاهدهٔ آن منجذب و ممتلی گردد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۲۶). || ربوده شده. (ناظم الاطباء). || برگردنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). || تیزرونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منجذب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذب» برای سرودن شعر