معنی منتکس
7 بازدید
[ مُ تَ کِ ] (ع ص) سرنگون افتنده و نگونسارشونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سرنگون. نگونسار. (از ناظم الاطباء). منقلب. وارون. وارونه. واژون. واژگون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): نیت غزوی دیگر محقق کرد که اعلام اسلام بدان مرتفع گردد و رایات شرک و کفر منتکس و نگونسار شود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۱۲). رجوع به انتکاس شود.
کلمات همقافیه با «منتکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر