معنی منتکب
8 بازدید
[ مُ تَ کِ ] (ع ص) آنکه بر دوش می اندازد تیردان و یا کمان را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). || آنکه در رنج و سختی می افتد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). رجوع به انتکاب شود.
کلمات همقافیه با «منتکب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کب» برای سرودن شعر