معنی منتشا
6 بازدید
[ مَ تَ ] (اِ) چوب و عصای خشن و پرگره درویشان و قلندران . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - امثال: روی یک منتشا راه می رود از پهنا، نظیر: چنان می رود که گویی به دارش می برند (امثال و حکم ج ۲ ص ۸۸۰)؛ سخت کاهل است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ تَ ] (اِخ) شهری به روم. (تاج العروس، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). یکی از پنج شهرستانی است که ولایت آیدین را تشکیل می دهد و در غرب قونیه واقع است. مساحت آن در حدود ۱۳ هزار کیلومتر مربع و سکنهٔ آن متجاوز از ۱۴۵ هزار تن می باشد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و مدخل قبل و ذیل آن شود.
کلمات همقافیه با «منتشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر