معنی منتسب
17 بازدید
[ مُ تَ سِ ] (ع ص) نسبت دارنده با کسی. (آنندراج). نسبت دارنده و قوم و خویشی کرده و پیوسته شده به کسی یا طایفه ای. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ سَ ] (ع ص) نسبت داده شده. منسوب : و امروز نیستند پشیمان ز فعل بد فعل بعد از پدر به تو مانده ست منتسب. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۴۳).
کلمات همقافیه با «منتسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر