معنی منتدی
18 بازدید
[ مُ تَ دا ] (ع اِ) جای حدیث کردن. (مهذب الاسماء). انجمن روزانه یا مجلس تا که مجتمع باشند در آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مجمع. مجلس. انجمن. نادی. نَدیّ. نَدوَة.[ مُ تَ ] (ع ص) آنکه حاضر می شود در انجمن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به انتداء شود.
کلمات همقافیه با «منتدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر