معنی منتخع
7 بازدید
[ مُ تَ خِ ] (ع ص) ابر ریزندهٔ همهٔ باران. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ابری که همهٔ باران خود را ریخته باشد. (ناظم الاطباء). || دورشوندهٔ از زمین خود. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه از خانهٔ خود دور می شود. (ناظم الاطباء). رجوع به انتخاع شود.
کلمات همقافیه با «منتخع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خع» برای سرودن شعر