معنی منتثر
8 بازدید
[ مُ تَ ثِ ] (ع ص) پراکنده شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب). منتشر و پراکنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بینی افشاننده بعدِ آب درکردن در آن. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنکه در بینی می کشد و سپس بینی می افشاند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آب در بینی کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنکه آب و جز آن در بینی می کشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انتثار شود.
کلمات همقافیه با «منتثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر