معنی منبوذ

معنی منبوذ

7 بازدید
[ مَمْ ] (ع ص) مطروح و انداخته شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به راه باز نهاده. (مهذب الاسماء). کودک بر راه انداخته و منه الحدیث: صلی رسول اللََّه (ص) علی قبر منبوذ بالاضافه؛ ای لقیط و یروی قبر منبوذ بالنعت؛ ای بعیداًمن القبور. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). کودکی که مادرش وی را بر سر راه انداخته باشد. (از اقرب الموارد). لقیط. بچهٔ سرراهی. بچهٔ دورافکنده. ابن قوصره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || زنازاده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بز که جهت لاغری نخورند آن را. (منتهی الارب). آنچه از لاغری آن را نخورند. (ناظم الاطباء). و رجوع به منبوذة شود. || دور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «منبوذ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وذ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید