معنی مناومة
6 بازدید
[ مُ وَ مَ ] (ع مص) با کسی به خواب نورد کردن و با کسی بخفتن. (المصادر زوزنی). نبرد کردن به خواب شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). نبرد کردن با هم در خواب شدن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مناومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر