معنی مناوبت
5 بازدید
[ مُ وَ / وِ بَ ] (از ع، اِمص) نوبت قرار دادن. نوبت گذاری. مناوبة: امیرناصرالدین بفرمود که بر سبیل مناوبت پانصد نفر از مردان کار روی بدیشان بنهند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۱). بر سبیل مناوبت دوهزار مرد بر درگاه قایم می دارد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۲۱). معاقبت آن است که سقوط دو حرف از وزنی بر سبیل مناوبت باشد اگر یکی بیفتد البته دیگری برقرار باشد. (المعجم چ مدرس رضوی چ ۱ ص ۴۷). رجوع به مناوبة شود.
کلمات همقافیه با «مناوبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر