معنی مناهی
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مَنهیّ و مَنهیَّة. منهیات. چیزهای نهی شده. گناهان و جرایم. (از ناظم الاطباء). افعال بازداشته شده، یعنی افعالی که در شرع ممنوع باشد و این جمع منهی که به معنی بازداشته شده باشد. (غیاث). افعال بازداشته شده. (آنندراج): بجز مر ترا مدح باشد مناهی بجز مر ترا حمد باشد مثالب.حسن متکلم . در مناهی جملهٔ انبیا متساوی باشند. (لباب الالباب چ نفیسی ص ۱۹). در تجمل پادشاهی بنای ملاهی و مناهی را تمام برانداخته. (لباب الالباب ایضاً ص ۵۰). از او پرسیدند که مرید به چه ریاضت کند؟ گفت: به از مناهی بازایستادن. (تذکرةالاولیاء عطار چ کتابخانهٔ مرکزی ج ۲ ص ۲۵۶). در دست عقل، نور مساعی تو چراغ بر کام نفس، حکم مناهی تو لگام. کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص ۲). من اگر چنانکه نهی است نظر به دوست کردن همه عمر توبه کردم که نگردم از مناهی. سعدی. قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن گرت ایمان درست است به روز موعود. سعدی. بخشایش الهی گمشده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت. (گلستان). محال است که با حسن طلعت ایشان گرد ملاهی گردند، و یا قصد مناهی کنند. (گلستان). ورع در اصل، توقی نفس بود از وقوع در مناهی چنانکه در خبر است... (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۷۱). اما خاطر شیطانی آن است که داعی بود با مناهی و مکاره. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۰۴). تمهید عذر معاصی و مناهی بود. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۲۱). رجوع به منهی شود. - مناهی الشرع؛ کارهایی که از آنها منع شده است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مناهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر