معنی مناهم
5 بازدید
[ مَ هِ ] (اِخ) پادشاه اسرائیل در سالهای ۷۴۷ تا ۷۳۸ ق.م. هنگامی که سلیمان کشته شد پادشاه زاکاری برای به دست آوردن فرمانروائیش دست به کار شده و مناهم که از وابستگان سلیمان بود علیه زاکاری (زکریا) قیام کرد و او را کشت. او در بیرحمی و ستمکاری شهرت داشت. و در سال ۷۳۸ ق . م. مجبور به پرداخت خراج به «تگلات فالازار» سوم پادشاه آشور گردید که قسمت شمالی سوریه را به تصرف خویش درآورده بود. (از لاروس بزرگ).[ مَ هِ ] (اِخ) رئیس قوم یهود که پس از مرگ هرود کبیر (در قرن اول میلادی) علیه رومیان قیام کرد و خود را پادشاه اورشلیم نامید ولی «العازار» که بر گروه میانه رو فرمانروائی داشت مردم را علیه او شورانید و او را محکوم بمرگ کرد. (از لاروس بزرگ).
کلمات همقافیه با «مناهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر