معنی مناهضت
6 بازدید
[ مُ هَ / هِ ضَ ] (از ع، اِمص) مناهضة. مقاومت و برابری در جنگ. محاربه. مقاتله : امروز تو به عزم مزاحمت ما برخاسته ای و همت بر مناهضت و پیکار گماشته ای. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۹۹). اسباب مناهضت ساخته باید کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۶۶). عزم مناهضت نواسهٔ شاه مصمم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۰۰). به عزم مناهضت او روی به ولایت او نهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۳۲). ارسلان جاذب را به مناهضت او فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۴۲). رجوع به به مناهضة شود.
کلمات همقافیه با «مناهضت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضت» برای سرودن شعر