معنی مناقع
4 بازدید
[ مَ قِ ] (ع اِ) جِ مَنقَع، به معنی دریا و جایی که در آن آب گرد آید. (آنندراج) (از منتهی الارب). جِ منقع. (از اقرب الموارد). جِ منقع و مَنقَعَة. (ناظم الاطباء): و هو ینبت فی القیعان و مناقع الماء. (ابن البیطار، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به منقع شود.
کلمات همقافیه با «مناقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر