معنی مناقضت
6 بازدید
[ مُ قَ / قِ ضَ ] (از ع، اِمص) سخن کسی را نقض کردن. سخن برخلاف یکدیگر گفتن. مناقضة: اگر به مناقضت و معارضت قول او مقاوله ای رفتی از قضیت عقل دور بودی. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۲۸). سبیل دشمنانگی و مناقضت در پیش آید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۷۳). رجوع به مناقضة و مناقضه شود.
کلمات همقافیه با «مناقضت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضت» برای سرودن شعر