معنی منافسه
4 بازدید
[ مُ فَ / فِ سَ / سِ ] (از ع، اِمص) رغبت کردن در چیزی به طریق مساوات و معارضه کردن و حسد بردن. (غیاث). منافسة. مبارات. رغبت کردن به چیزی از رقابت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): در او منافسه و مناقشه کردند... چون گفتاگوی بسیار شد قرار دادند بر قرعه. (تفسیر ابوالفتوح، یادداشت ایضاً). رجوع به منافسة و منافست شود.
کلمات همقافیه با «منافسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر