معنی منافات
6 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) از هم جدا شدن و نفی کردن و با هم هر دیگری را نیست کردن، چنانکه نقیض و ضدیت که میان شب و روز و گرمی و سردی است. (غیاث) (از آنندراج). منافاة. || مدافعه و دورکردگی. مباینت. مناقضت. ضدیت. مخالفت. (از ناظم الاطباء). ناسازگاری. ناسازواری. اختلاف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دیو را از مباینت طینت و منافات طبیعت... عجب آمد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۵۳). مصافات به منافات انجامید. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۴۹). پس هیچ منافات نبود میان این سه حدیث. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۱۰۳). رجوع به منافاة شود. - منافات داشتن؛ نقیض بودن و ضد بودن. (ناظم الاطباء). اختلاف داشتن. ناسازگار بودن. - منافات داشتن دو چیز با هم؛ نقیض بودن دو چیز و جمع نشدن با هم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منافات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر