معنی مناف
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) (از «ن و ف») جای بالا رفتن: جبل عالی المناف؛ ای المرتقی. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ مَ ] (اِخ) نام بتی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط) نام بتی بوده است در جاهلیت. (از معجم البلدان).[ مَ ] (اِخ) عبد... پدر هاشم است و عبدالشمس. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). پدر هاشم است و نسبت بدان مَنافیّ است. (از اقرب الموارد). رجوع به عبدمناف و منافی شود.
کلمات همقافیه با «مناف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر