معنی مناعی
5 بازدید
[ مَ نْ نا ] (حامص) صفت و چگونگی مناع. مناع بودن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مناع شود. || از این کلمه در تداول عامه، عیب جویی و یا شماتت و نکوهش اراده شود: مناعی مکن سرت می آید؛ یعنی عیب مکن چه خود نیز بدان عیب دچار شوی، و این از نوع تطیر و تشائم است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ ] (ع اِ) (از «ن ع ی») جِ مَنعی ََ و منعاة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ منعی، به معنی خبر مرگ. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مناعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر