معنی مناعت
6 بازدید
[ مَ عَ ] (ع اِمص) عزت و عزت نفس و متانت. (ناظم الاطباء). عزت نفس داشتن. علو طبع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مناعة. رجوع به مناعة شود. || بزرگ منشی. (ناظم الاطباء): چونکه به من بنگری ز کبر و مناعت من چه کنم گر ترا ضیاع و عقار است. ناصرخسرو. || استوار شدن جای. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). استحکام. استواری : به وثوق حصانت قلاع و مناعت بقاع خویش جواب ابوعلی بازدادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۳۸). به وثوق مناعت قلعه و حصانت حصن... عزم مصمم کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۱۷). با حصانت معاقل و مناعت منازل آن از کنار آب بصره تا سواحل هند... منتظم شد. (المعجم چ دانشگاه ص ۱۸). رجوع به مناعة شود.
کلمات همقافیه با «مناعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر