معنی مناظرة
6 بازدید
[ مُ ظَ رَ ] (ع مص) مانستن با کسی. (منتهی الارب) (آنندراج). نظیر کسی یا چیزی گردیدن. (از اقرب الموارد). مانند گردیدن. (از ناظم الاطباء). || یکی را نظیر دیگری گردانیدن و منه قول الزهری: لا تناظر بکتاب اللََّه و لا بکلام رسول اللََّه؛ ای لاتجعل نظیراً لهما. || جدال کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). جدال و نزاع نمودن. (از ناظم الاطباء). رجوع به مناظره شود. - علم المناظرة؛ علمی که بدان شناخته گردد آداب طرق اثبات مطلوب و نفی آن یا نفی دلیل آن با خصم. (از اقرب الموارد) (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «مناظرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر