معنی منازل

معنی منازل

7 بازدید
[ مَ زِ ] (ع اِ) جِ منزل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به منزل شود. منزلها. خانه ها. مسکنها. مکانها. (از ناظم الاطباء). سرایها: مقالهٔ دوم در تدبیر منازل و آن مشتمل بر پنج فصل است، فصل اول در سبب احتیاج به منازل و... (اخلاق ناصری). آنچه راجع بود به اهل منازل به مشارکت مانند مناکحات و... (اخلاق ناصری). بعد از آن به درجهٔ اکمال غیر که آن تدبیر امور منازل و مدن باشد برسد. (اخلاق ناصری). || فرودآمدنگاهها و توقف گاهها. (ناظم الاطباء). منزلهای میان راه. مراحل : بیابان درنورد و کوه بگذار منازلها بکوب و راه بگسل.منوچهری. غریب از ماه والاتر نباشد که روز و شب همی بُرَّد منازل . منوچهری. با قاضی بوالحسن پسر قاضی ابوالعباس استقبال رفته بودند بسیار منازل. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۰۸). آخر بکوب روی منازل چو آفتاب زیرا که منزل تو نتابد مقام تو. ابوالفرج رونی (دیوان چ چایکین ص ۱۰۸). جرم قمر از فر تو در دادن دارو چون مجتمع النوری است در کل منازل . سنائی (دیوان چ مصفا ص ۱۹۴). در منازل از گدایی، حاجیان حج فروش خیمه های ظالمان را رکن و مشعر کرده اند. سنائی (ایضاً ص ۸۷). راهی است بلعجب که در او چون قدم زنی کمتر منازلش دهن اژدها شود. سنائی (ایضاً ص ۴۳۲). من در مراحل شیبم و او در منازل شباب. (چهارمقاله ص ۲۴). تا پس از شمردن منازل... رسیدم به شهر ارمنیه. (مقامات حمیدی چ اصفهان ص ۲۰۸). نیست طرفه گر بود چشم و دلم جای تو زآنک هست ماه از طرف و قلب اسم منازل یافته. جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص ۳۲۱). بیابانی هائل در طی آن منازل بازپس گذاشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۵۴). از شکل بروج و از منازل افتاده سپهر در زلازل.نظامی. مدتی دراز منازل و مراحل می نوشت. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۳۱). من از راه دور آمده ام مراحل و منازل نوشته... (مرزبان نامه ایضاً ص ۱۸۵). از آن منازل در حرکت می آمده اند و به هر منزل که نزول می کرده اند همان آواز کوچ کوچ به سمع ایشان می رسیده. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۴۵). تا نخست راید ایمان در منازل قلوب، اختیار نزول کند. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۴۹). چنانکه اشتر به نغمهٔ حداء بارهای گران به آسانی بکشد و به یک منزل چندین منازل از سر نشاط طی کند. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۸۸). آن را از خاور خاشاک شکوک و شبهات رفته و اعلام و منازل آن معین کرده. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۵۳). بر بیاض چهره دارد مه ز خط او جواز در سواد شب از آن سوی منازل رهبر است. ابن یمین. فلک را چه گیری حساب مدارج قمر را چه پرسی شمار منازل.جامی. - منازل راه؛ کاروانسراها و جاهایی که مسافرین در آن، جهت آرام و آسایش فرودمی آیند. (ناظم الاطباء). - منازل قمر؛ بیست و هشت منزل است که کرهٔ ماه در مدت گردش بر دورهٔ کرهٔ زمین آنها را طی می کند. (ناظم الاطباء). ابوریحان آرد: منازل قمر کدامند؟ چنانکه منطقةالبروج قسمت کرده شد به دوازده بخش راست، نام هر یکی برج، همچنان نیز قسمت کرده آمد به اندازهٔ رفتن ماه هر روزی، چنانکه هر روزی به منزلی از آن فرودآید و عدد این منزلها به نزدیک هندوان بیست و هفت است و نزدیک تازیان بیست و هشت. و چنانکه برجها را از ستارگان ثابته صورتها کردند، همچنان از کواکب ثابته مر منازل قمر را نشانها کردند و چنانکه از پس نقطهٔ اعتدال ربیعی نخستین برج حمل است، همچنان نخستین منزل شرطین است... نام منزل دوم بطین... نام سوم منزل. ثریا، ای پروین... منزل چهارم دبران... نام پنجم منزل هقعه... نام منزل ششم هنعه... منزل هفتم ذراع... نام هشتم منزل نثره... نام منزل نهم طرف... نام منزل دهم جبهه... نام منزل یازدهم زبره و نیز خراتین خوانند... منزل دوازدهم صرفه... نام سیزدهم منزل عوا... نام چهاردهم منزل سماک اعزل... نام پانزدهم منزل غفر... منزل شانزدهم زبانی ... نام منزل هفدهم اکلیل... نام منزل هژدهم قلب... منزل نوزدهم شوله... بیستم منزل نعایم... نام منزل بیست و یکم بلده... نام بیست و دوم منزل سعد ذابح... نام بیست و سیم منزل سعد بلع... منزل بیست و چهارم سعدالسعود... منزل بیست و پنجم سعدالأخبیه... منزل بیست و ششم فرغ نخستین. نام منزل بیست و هفتم فرغ دوم... نام منزل بیست و هشتم بطن الحوت... و گروهی این منزل بیست و هشتم را رشا نام کردند... (التفهیم صص ۱۱۲ -۱۱۳). و رجوع به التفهیم ص ۱۰۶ و ۱۱۵ شود. || مقامات. مدارج. مراتب : پادشاه... اقبال بر نزدیکان خود فرماید که خدمت او را منازل موروث دارند. (کلیله و دمنه). بدگوهر... تمنای دیگر منازل کند که شایانی آن ندارند. (کلیله و دمنه). چه عالمیان در منازل و معارج و... متفاوت قدرند. (سندبادنامه ص ۴). بباید دانست که نوع انسان را در قرب به حضرت الهیت منازل و مقامات است. (اخلاق ناصری). کرم کن که فردا که دیوان نهند منازل به مقدار احسان دهند. سعدی (بوستان). قیامت که بازار مینو نهند منازل به اعمال نیکو دهند. سعدی (بوستان). || (اصطلاح تصوف) مراحل سلوک : مجذوب ابتر که هنوز بر دقایق سیر و سلوک و حقایق مقامات و منازل و قواطع و مخاوف وقوف نیافته باشد، هیچ یک هنوز استحقاق منصب شیخوخت ندارند. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۱۰۸). مثلاً در توبت که اول مقامی است از مقامات سالکان او را قدمگاهی بود که بعد از قطع جمیع منازل و عبور از جملهٔ مقامات میسر گردد. (مصباح الهدایه ایضاً صص ۳۷۸ -۳۷۹).

کلمات هم‌قافیه با «منازل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید