معنی مناح
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) گریه و ماتم نمودن به آواز بلند بر شوی. نوح. نُواح. نیاح. نیاحة [ حَ ] . (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ مَ نْ نا ] (ع ص) دهنده. (آنندراج). عطا کننده و بخشنده. (ناظم الاطباء): فلان مناح میاح نفاح؛ فلان کثیرالعطایاست. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مناح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر