معنی مناجی
6 بازدید
[ مُ ] (ع ص) اسم فاعل از مناجاة. همراز. رازدار: پس شاه... گفت: اگرچه «یهه» ندیمی قدیم و منادمی ملازم و مناجیی منجی و کافیی به همهٔ خیرات مکافی باشد... (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۹۱). رجوع به مناجات و مناجاة شود.[ مَ ] (ع اِ) جِ منجاة. (اقرب الموارد). رجوع به منجاة شود.
کلمات همقافیه با «مناجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر