معنی مناجات
6 بازدید
[ مُ ] (ع مص) راز گفتن با کسی. (آنندراج). راز و نیاز. نجوی کردن. مُسارَّة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مناجاة: علی گوش بر دهن رسول نهاد و رسول ساعتی مناجات بکرد و سخن نرم در گوش علی گفت. (قصص الانبیاء ص ۲۴۰). تو ای نتیجهٔ دولت نجات احراری که با تو دولت پاینده را مناجات است. امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص ۱۲۹). گهی با می گسارم انده خویش گهی با جام باشم در مناجات. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۳۹۵). یک بار مناجات تو در وصل شنیدم بار دگر امید مناجات تو دارم. سنائی (ایضاً ص ۴۷۲). با قدح و بلبله تسبیح کرد با دف و طنبور مناجات کرد. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۷۴). شاهزاده به قوت حس سمع مناجات ایشان را ادراک کرد و از بیم بر خود بلرزید. (سندبادنامه ص ۱۴۱). بنفشه با شقایق در مناجات شکر می گفت فی التأخیر آفات.نظامی. رجوع به مناجاة شود. || رازگویی به درگاه خدای تعالی و عرض نیاز و درخواست از درگاه خدای تعالی. (ناظم الاطباء): گروهی در انس به وی در مناجات بدان درجه رسیده اند که آتش در دیگر جانب سرای افتاده است خبر نداشته اند. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص ۸۵۴). علامت پنجم آنکه بر خلوت و مناجات حریص باشد. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص ۸۵۴). وحی آمد به داود (ع) که اولیاء مرا با اندوه و... کار است که آن حلاوت مناجات من در دل ایشان بیفزاید. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص ۸۵۷). پیران بنی اسرائیل گفتند ما نیز خواهیم که سخن خدای تعالی بشنویم و ترا پیش قوم گواهی دهیم. چون مناجات همی شنیدند گفتند: تا به دیدار نبینیم باور نداریم. (مجمل التواریخ و القصص). بیان مناجات ایشان در قرآن مجید بر این نسق دارد:{/Bیََا وَیْلَنََا مَنْ بَعَثَنََا۲-۵۳۶:۵۲/}... (کلیله و دمنه). هر آن روزی که باشم در خرابات همی نالم چو موسی در مناجات. سنائی (دیوان چ ص ۳۹۴). ای محب جمال حضرت غیب تا نجوئی وصال طلعت غیب نکشی شربت ملاقاتش نچشی لذت مناجاتش. سنائی (حدیقةالحقیقة چ مدرس رضوی ص ۱۰۹). پس از طبقهٔ انبیا، اولیا را که اصحاب کرامات و ارباب مناجات و مقاماتند... به کمال کرم و نهایت حکمت ایجاد فرمود. (اسرارالتوحید چ صفا ص ۴). هر زمانی چنار سوی فلک به مناجات دست بردارد. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۱۲۴). وآن پیر کو خلیفه کتاب دل من است چون صبح دید سر به مناجات درگشاد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۷۶۰). دیر است که در ضمن این مناجات با خدای عز و جل عهدها رفته است... که به هیچکس و ناکس از خوانندگان دین و دنیا عبد و خادم ننویسم. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۳۶۹). در طی مناجات سحرگاهی از درگاه الهی درخواسته می آید تا آن زمان انس و اوان سلوت را مکرر گرداناد. (منشآت خاقانی ایضاً ص ۹۶). نی مرد مناجاتم نی رند خراباتم نی درخور محرابم نی در صف خمارم. عطار. عبادت خدای تعالی در سه نوع محصور تواند بود، اول آنچه تعلق به ابدان دارد، مانند صلوة و صیام و وقوف به مواقف شریفه از جهت دعا و مناجات. (اخلاق ناصری). گفت همه شب در مناجات و سحر در دعای حاجات. (گلستان). درویشی در مناجات می گفت: یارب بر بدان رحمت کن. (گلستان). پس از چند روز که از مناجات بازآمد... (گلستان). نیز شیطان در هیچ وقت بر حال مؤمن چندان غیرت نبرد که در حال صلوة و وقت قرب و مناجات او با خداوند تعالی. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۸۹). امداد روح قرب و منادات و ذوق انس و مناجات از هیأت صلوة به وجود مصلی متصل و متواتر باشد. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۷۰). طبقهٔ دیگر اهل مناجات که بواسطهٔ معانی ابیات که در سماع شنوند با حق به دل خطاب کنند. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۹۴). پس اگر نطق لسان حاکی و ترجمان نطق دل نباشد مصلی نه متکلم بود به طریق مناجات با حق تعالی و نه مستمع به طریق فهم از او. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۳۰۵). - مناجات کردن؛ دعا کردن به درگاه خدای تعالی. راز و نیاز کردن با خدا. راز گفتن با خدا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): پس این قوم موسی هفتاد تن بر آن کوه برآمدند و آنجا بایستادند تا موسی مناجات بکرد. (ترجمهٔ تفسیر طبری چ یغمایی ج ۱ ص ۷۰). عاقل آن است که وی را چهار ساعت بود، ساعتی در حساب خویش کند و ساعتی با حق تعالی مناجات کند و... (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص ۷۶۴). شب درآید تا زحمت عوایق برخیزد و وی به خلوت با دوست مناجات کند. (کیمیای سعادت ایضاً ص ۸۵۴). ایزدتعالی او را نبوت داد و با موسی مناجات کرد. (مجمل التواریخ و القصص). به هر فتحی همی کرده ست با ایزد مناجاتی که اسبش طور سینا گشت و او موسی عمران شد. امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص ۱۷۰). در بند غزان شبی مناجاتی کرد که الهی مرا از تمتع دنیایی هیچ باقی نمانده است جز سه آرزو. (لباب الالباب چ نفیسی ص ۴۱). ما ره ز قبله سوی خرابات می کنیم پس در قمارخانه مناجات می کنیم. عطار (دیوان چ تقی تفضلی ص ۵۰۹). چنانکه موسی علیه السلام با حضرت عزت مناجات کرد که الهی من اهلک. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۳۵۶). || (اصطلاح تصوف) مناجات عبارت از مخاطبت اسرار است در مقام صفای اذکار برای ملک جبار. (فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی سجادی).
کلمات همقافیه با «مناجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر