معنی منابع
6 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جِ منبع. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): ذوالقرنین فرمود که سواد لشکرها گرد خضرای دارالملک دایره درآورند و حصار دهند، و مزارع را آتش زدن فرمود و منابع را آب بریدن اجازت داد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۱۵۹). از منابع عدل و مشارع فضل او در جویبار ملک و دولت او فیض امن و سلامت روان گردانید. (سندبادنامه ص ۸). ادب سالک آن است که... نفس را... در مراتع و منابع حظوظ فرونگذارد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۷۰). رجوع به منبع شود.
کلمات همقافیه با «منابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر