معنی منابر

معنی منابر

5 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جِ منبر. (غیاث) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): آنجا منابر بسیار و همیشه حضرت بوده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۷۹). نخست بر منابر نام ما برند به شهرها... آنگاه به نام وی. (تاریخ بیهقی). منابر اسلام را شرقاً و غرباً به فر و بهای القاب میمون و زینت نام مبارک شاهنشاهی مزین گرداناد. (کلیله و دمنه). شکلهاشان در مخارج، نقش نفس ناطقه ذاتهاشان بر منابر شرح شرع مصطفی. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۳۳). مذکران طیورند بر منابر باغ ز نیم شب مترصد نشسته املی را. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۱). هر ساعت و لحظه، زبان را منادی دروازهٔ دهان و قلم را خطیب منابر بنان می دارد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۱۲۷). خطیب منابر دعا و منادی جواهر ثنا هرچه از دار ملک پادشاه دورتر افتد، بر فسحت و بسطت ملک پادشاه دلالت کند. (منشآت خاقانی ایضاً ص ۲۲۸). منابر بلاد آفاق به القاب و خطاب عالی آراسته گردد. (سندبادنامه ص ۱۰). تا منابر اسلام به فر القاب همایون او منور گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۳۷). مساجد شده خندق پارگین منابر شده هیزم شوربا. کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص ۲۵۶). اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوینده بر منابر قضبان. سعدی (گلستان). رجوع به منبر شود.

کلمات هم‌قافیه با «منابر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید