معنی مناب

معنی مناب

7 بازدید
[ مَ ] (ع مص) به جای کسی ایستادن. (تاج المصادر بیهقی). بر جای کسی ایستادن و قائم مقام شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ایستادن به جای کسی. (غیاث). || بازگشتن از گناه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). توبه کردن. (از اقرب الموارد). || لازم گرفتن بندگی را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) راه به سوی آب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جای استادن. (غیاث) (آنندراج). - نایب مناب؛ قائم مقام. جانشین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): تا به جایی رسد که یک بیت او نایب مناب قصیده ای شود. (دیوان حافظ، مقدمهٔ جامع دیوان چ قزوینی ص صط). رجوع به نائب مناب شود.
[ مُ ] (ع ص) وکیل و قایم مقام. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - مناب فیه؛ کاری که در آن کسی را وکیل کرده باشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مناب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید