معنی ممنی
7 بازدید
[ مُ ] (ع ص) ماده شتری که در ایام منیه رسیده باشد. ممنیة. (ناظم الاطباء). رجوع به منیه شود.[ مَ نی ی ] (ع ص) آزموده شده. || راه نموده شده. || مهربانی شده و احسان شده و بهره مند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ممنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر