معنی ممنوع
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از منع. منع شده. بازداشته شده. نهی شده. (از ناظم الاطباء). بازداشته شده. (آنندراج). بازداشته. محظور. ناروا. - ممنوع الصرف یا ممنوع التصرف؛ غیرمنصرف. کلماتی که تنوین و جر نمی گیرند، مانند احمد و عثمان. رجوع به ترکیب غیرمنصرف ذیل کلمهٔ غیر شود. || حرام. قدغن شده. محرم. (یادداشت مرحوم دهخدا): به حکم شرع قتل او ممنوع بود. (انوار سهیلی).
کلمات همقافیه با «ممنوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر