معنی مملکه
4 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ / کِ ] (از ع، اِ) مملکة. مملکت. پادشاهی. - مملکه پرور؛ پرورندهٔ مملکت : احکام کسروی نشنیدی که در سمر عدلش ز عقل مملکه پرور نکوتر است. خاقانی. || مملکة. بنده ای که پدر و مادرش بنده نباشد. - عبدمملکه، عبدمملکة؛ بنده که پدر و مادرش آزاد باشند. مقابل عبد قن. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مملکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر