معنی مملکتگیر
5 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ ] (نف مرکب) گیرندهٔ مملکت. کشورگشا. کشورستان : اسب او را چه لقب ساخته اند مملکت گیر و ولایت پیمای.فرخی.
کلمات همقافیه با «مملکتگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر