معنی مملان
7 بازدید
[ مَ ] (اِخ) نامی از نامهای ایرانی از جمله مملان بن ابوالهیجاء از خاندان روادیان پدر ابومنصور وهسودان.[ مَ ] (اِخ) ابومنصور شرف الدین مملان بن وهسودان (امیر سیف الدوله و شرف المله ابومنصور) ابن محمد روادی. از امرای سلسلهٔ معروف به وهسودانیان یا روادیان که بر ناحیهٔ شامل طارم و شمیران و تبریز و مراغه و گنجه حکومت داشته اند و مملان از ۴۵۰ تا ۵۱۱ پادشاهی و از سلجوقیان پیروی می کرد و ممدوح قطران شاعر است. (احوال و آثار رودکی تألیف سعید نفیسی ج ۲ ص ۷۸۳ از حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به شهریاران گمنام ص ۲۱۴ شود: کیخسرو است شاه و همام است زال زر مملان او تهمتن توران ستان ماست. خاقانی.
کلمات همقافیه با «مملان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر