معنی ممل
6 بازدید
[ مُ مُ ] (اِ) عیب و علتی که مخصوص چشم است. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج).[ مُ مِ ل ل ] (ع ص) ملول کننده. (غیاث اللغات) (آنندراج). رنج آور و بستوه آورنده. (ناظم الاطباء). ملال آور. (یادداشت مرحوم دهخدا). - اطناب ممل؛ تطویل کلام چنانکه ملال آورد. مقابل ایجاز مخل. ایجاز مخل و اطناب ممل از بلاغت نیست. (یادداشت مرحوم دهخدا). || بستوه آمده و مانده شده. (ناظم الاطباء).[ مُ مَ ل ل ] (ع ص) راه مسلوک و گشاده. (منتهی الارب) (آنندراج). راه پاسپرده و گشاده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ممل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر