معنی ممغوث
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) تب زده. (منتهی الارب). تب زده و گرفتار تب. (ناظم الاطباء). محموم. (از اقرب الموارد). || گیاه بر زمین افتاده از شدت باران. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). گیاهی که بر اثر باران بر زمین افتد و رنگ و طعم آن دگرگون گردد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ممغوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر