معنی ممعود
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) گرفتار تباهی معده. (ناظم الاطباء). خداوند درد معده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). آنکه شش ماه باشد که به مرض معده مبتلاست. (یادداشت مرحوم دهخدا): ممعود را یعنی خداوند درد معده را برنگ بداند [ طبیب ماهر ] . (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ممعود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر