معنی ممضو
9 بازدید
[ مَ ضُ وو ] (ع ص) امر ممضو علیه؛ امری که درآیند در آن. (منتهی الارب). امر ممضو علیه و فیه؛ کاری که در وی درآیند و کاری که به چستی و چالاکی تدبیر آن کنند و کاری که شایسته و سزاوار اجرا بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ممضو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضو» برای سرودن شعر