معنی ممسی
6 بازدید
[ مَ مَ ] (اِ) (در تداول عامه) آلت زن. بیشتر در مقام اشاره به دختران خردسال به کار رود، هرگاه مقصود ناز دادن و به تحسین یاد کردن از آن باشد. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).[ مُ سا ] (ع اِ) جای شبانگاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) || صومعهٔ راهب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ مُ سا ] (ع مص) شبانگاه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). الحمدللََّه ممسانا و مصبحنا بالخیر صبحنا ربی و مسانا. (منتهی الارب).[ مُ ] (ع ص) آنکه در شب می آید و آنکه در شبانگاه کاری می کند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ممسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر