معنی ممسک

معنی ممسک

35 بازدید
[ مُ سِ ] (ع ص) چنگ درزننده. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بازدارنده از خروج. (غیاث اللغات) (آنندراج). آنکه خود را نگاه می دارد از خروج. || آنکه بازمی دارد خویشتن را از گفتن. (ناظم الاطباء). خاموش. || گیرنده. (یادداشت مرحوم دهخدا). بازگیرنده : {/B مََا یَفْتَحِ اَللََّهُ لِلنََّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلاََ مُمْسِکَ لَهََا ۱-۹۳۵:۲/}(قرآن ۳۵/۲)؛ آنچه اللََّه بگشاید مردمان را از بخشایش، بازگیرنده ای نیست آن را. (کشف الاسرار میبدی ج ۸ ص ۱۵۷). || زُفت و آزمند و بخیل و لئیم و طمعکار و تنگ دست و خسیس و دارای خست و کم خرج. (ناظم الاطباء). بخیل. (غیاث اللغات) (آنندراج) (مهذب الاسماء). سیاه کاسه. ژکور: بسا ممسک که نعمت جمع آورد که مرد و قحبه اش با دیگری خورد. ناصرخسرو. یکی را داد بخشش تا رساند یکی را کرد ممسک تا ستاند.نظامی. گر رسدت دم بدم جبرئیل نیست قضا ممسک و قدرت بخیل.نظامی. بدانست روزی پسر در کمین که ممسک کجا کرد زر در زمین. سعدی (بوستان). نه چون ممسکان دست بر زر گرفت چو آزادگان بند از او برگرفت. سعدی (بوستان). ممسک برای مال، همه سال تنگدست سعدی به روی خوب همه روز خرم است. سعدی. محک داند که زر چیست و گدا داند که ممسک کیست. (گلستان). || (اِ) در مفردات مراد از آن اسطوخدوس و در مرکبات سوطیرا است. رجوع به اسطوخودوس در همین لغت نامه و سوطیرا در تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۲۱۰ شود.
[ مُ مَ سْ سَ ] (ع ص) داروی مشک آمیخته. (آنندراج): دواء ممسک؛ داروی مشک آمیخته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جامهٔ رنگ کرده به مشک. (آنندراج). ثوب ممسک؛ جامه رنگ کرده به مشک. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || مطیب به مشک. (از اقرب الموارد). به مشک آلوده. مشکین. مشک آلود. (یادداشت مرحوم دهخدا).
[ مُ سَ ] (ع ص) اسبی که دست و پای سفید دارد. (مهذب الاسماء). از انواع تحجیل (سپیدی دست و پای اسب) است و اگر تحجیل در دست و پای یک طرف اسب باشد آن را ممسک گویند. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۰). و رجوع به مُمسکة شود.

کلمات هم‌قافیه با «ممسک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید