معنی ممتثل
6 بازدید
[ مُ تَ ثِ ] (ع ص) مثل آورنده. داستان زننده. || داستان گوینده. || تصورنماینده و با خود صورت بندنده. || پیروی کننده طریقهٔ کسی را و از آن تجاوزناکننده. (از منتهی الارب). پیرو دین و آیین و قانون. (ناظم الاطباء). || فرمانبرداری کننده. (از منتهی الارب) (از آنندراج). مطیع. فرمانبردار. مطیع فرمان و حکم. || مقلد. (از ناظم الاطباء). || قصاص گیرنده از کسی. (از منتهی الارب).[ مُ تَ ثَ ] (ع ص) نعت مفعولی از امتثال. پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه اللََّه ممتثل گشت. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ اروپا ص ۱۶۸). رجوع به امتثال شود.
کلمات همقافیه با «ممتثل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثل» برای سرودن شعر