معنی مماکست
4 بازدید
[ مُ کَ / کِ سَ ] (از ع، اِمص) نهایت تأکید و مبالغه به کار بردن. ابرام کردن : شخصی که به مطالبهٔ اغنام می رفت... در استرداد و استبدال گوسفند مماکست می رفت. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۴۸). || چانه زدن. مِکاس. || بخیلی کردن. || تأکید. ابرام. چانه زنی. || بخیلی. بخل.
کلمات همقافیه با «مماکست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر