معنی مماکرت
4 بازدید
[ مُ کَ / کِ رَ ] (از ع، اِمص) با کسی مکر کردن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). مخادعت. (از اقرب الموارد): ایلک خان به بخارا آمد و از سر مخادعت و مماکرت با عبدالملک طریق موالات و ممالات پیش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «مماکرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر