معنی ممالیک

معنی ممالیک

6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مملوک. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (دهار). جِ مملوک، و آن غلام و کنیز و دیگر اشیا باشد. (از غیاث اللغات). بندگان. غلامان و کنیزان. ملک کرده شده ها از غلام و کنیز: امیر آلتونتاش حاجب خاص را با سایر خواص ممالیک خویش در قلب بداشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۹). سعادت نامی از ممالیک او را بر دوش از قلعه ای که معتقل او بود به نشیب آورد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۱۲). پیرامن آن بساط دو سماط از ممالیک و غلامان ترک با زینتی کامل بداشتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۲). پانصد غلام از ممالیک خاص نزدیک مجلس بایستادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۳). نوح وزارت به بوعلی بلعمی مقرر کرد و ضبط آن قدر که از ممالیک و ممالک باقی بود به دست او بازداد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۱۷). از بهر خدا که مالکان جور چندین نکنند بر ممالیک.سعدی. بدین دیه از ممالیک او یک راوریسان نام بوده است. دارا گفت: این دیه را به نام او کنید. (تاریخ قم ص ۸۴). || جِ مملکت. (ناظم الاطباء)، اما صحیح در این مورد ممالک است بدون یاء. (یادداشت لغت نامه).
[ مَ ] (اِخ) نام سلسله ای از فرمانروایان مصر (۶۵۰ -۹۲۲ هـ . ق. / ۱۲۵۲ -۱۵۱۷ م.) بدین توضیح که جمع مملوک ممالیک و بمعنی غلام است و بیشتر این کلمه را در مورد غلامان سفیدپوست به کار می برده اند و از آنجا که سلاطین «ممالیک» مصر از غلامان ترک یا چرکسی بودند که ابتدا در جزء قراولان مزدور الملک الصالح ایوب قرار داشتند بدین نام نامیده شده اند. اولین ایشان شجرةالدر زوجهٔ الملک الصالح است، اگرچه چند سالی اسماً سلطنت با موسی از بازماندگان خاندان ایوبی بود، ولی پس از او ممالیک رسماً سلطنت مصر را به دست گرفتند و ایشان دو طبقه اند: ممالیک بحری و ممالیک برجی و این دو طبقه تا نیمهٔ اول قرن دهم هجری مصر و شام را تحت اداره و حکومت خود داشتند و افراد آن سلسله ها با وجود سلطنت کوتاه و جنگهای داخلی دائمی و کشتن یکدیگر ممالک خویش را به خوبی اداره می کردند و شهر قاهره هنوز از دورهٔ سلطنت ایشان آثاری دارد که نمایندهٔ عشق و علاقهٔ سلاطین مملوک به صنایع مستظرفه و بناست. ممالیک علاوه بر این مردمانی جنگ آور و دلیر بودند و در مقابل صلیبیون عیسوی و نیز اردوهای تاتار مقاومتهای سخت کردند، مخصوصاً تاتارها را که در قرن هفتم هجری بر آسیا استیلا یافته و مصر را طرف تهدید قرار داده بودند چند بار مغلوب نمودند. دورهٔ حکومت ممالیک بحری در سال ۷۹۲ هـ . ق. به دست ممالیک برجی از میان رفت و ممالیک برجی را به سال ۹۲۲ هـ . ق. سلاطین عثمانی از میان برداشتند. (از طبقات سلاطین اسلام لین پول ترجمهٔ عباس اقبال صص ۷۰ -۷۵). رجوع به بحری و برجی شود.

کلمات هم‌قافیه با «ممالیک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید